فرواک

سرآغاز سخن

باز در دل یاد تو پیچید و رفت

عشق را با این دلم خو کرد و رفت

صد شکوفه داد عطر یاد تو

مهربانی را همی شوراند و رفت

پر بزد پروانه از عشق تو شمع

خود بسوزاند و تو را گریاند و رفت

دل به صد شِکوه پریشانی گرفت

این دل نازک به تو دل بست و رفت

غم به امید خزان اینجا بماند

باز در دل آرزویی ماند و رفت...

 خرداد ٨٢

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٤ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com