فرواک

سرآغاز سخن

ماسک روی صورتش بود با عینکی پلاستیکی شبیهِ ماسکِ جوشکاری. روی صندلی ش که نشست، دست‌کش‌های آکبندی دستش کرد. تکه‌ای فویل پیچید دورِ دستک مانندِ چراغِ یونیت. بعد روشنش کرد. نورش درست تابید روی صورتم. ناخودآگاه دهانم باز شد؛ نگفته بود هنوز. آینه را روی دندان‌هام چرخاند.

 گفت: بنویس جرم گیری. هشتِ پایین، چپ: اکسترکت. هفتِ پایین، راست: اندو، پریو، پروتز. پنج و چهار پایین: تجدیدِ پروتز. ششِ پایین چپ: اندو، پریو، پروتز. چهارِ بالا، چپ و پنچ و شش بالا راست: ترمیم. پنج پایین، چپ هم: ایمپلنت.

دستیارِ سفیدپوش، نفسِ شبیه به آهِ عمیقی کشید و با خیالِ راحت، پرونده ی صورتی رنگم را بست. حالا نیش هاش روبروم تا ته باز بود. توی بخشِ تشخیصِ کلینیک بودم. شرمنده دهانم را بستم. داشتم مثلِ پیرزن ها می شدم. جز دندان های قدّامی م دندانِ سالمی توی دهانم نداشتم. اولِ ماه بود. تازه حقوق گرفته بودم. گفتم: برآورد کنید چقدر می شه هزینه ش.

چراغ را خاموش کرد. پشتی یونیت را  که خوابانده بود، سرِ جاش برگرداند. دست‌کش هاش را درآورد و پرت کرد داخلِ سطل. با دست های پوشیده از موهای سیاه پرونده م را دوباره نگاه کرد. بوی مایعِ دهانشویه ی صورتی رنگی را _که با آن دهانم را قرقره کرده بودم _ می داد تمامِ اتاق.

گفت: با یک ایمپلنت و دو تا روکش شکسته و دو تا روکش جدید و دو سه تا ترمیم و یک کشیدن عقل حدوداً می شه سه تا چهار تومن.

تمام حقوقم می رفت به کسوراتِ وام هام. حساب کردم با هفتاد تومن دریافتی م فقط می توانم عقل را بکشم که اگر نبود، دردم کم بود. کشیدم.

پسافرواک نوشت:

اولش عنوان این پستم رو گذاشته بودم: «Daha ag^l mag^l yox mo».

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com