فرواک

سرآغاز سخن

کنارِ شهرِ کتاب وقتی از تاکسی پیاده می شویم، با شعفی وصف نشدنی سمتِ درِ ورودی ش می دود، با پاهای کوچکش از پله ها پایین می رود و تمامِ عصرِ یک روزِ تعطیلِ میان هفته ای ش را لای کتاب های کودک سپری می کند. لذتی که من و او شیرینی ش را با هم مزمزه می کنیم.

پسافرواک نوشت:

ممکنه چند وقتی نباشم. نمی دونم شاید بعد پانزدهم برگشتم تهران. البته یکی دو بار به خاطر دندون هام باید بیام و برگردم. تعطیلات آیلین شروع شده و حس می کنم به استراحت نیاز داریم. سعی می کنم در فرصت هایی که پیش میاد، به همه ی دوستان سر بزنم.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com