فرواک

سرآغاز سخن

چه خوش گفته بودندی شیخه ی ما دامن چین چین اندر مزایای انگشتانِ پا. مریده ای از جمله مریدان او این سخنِ ناب را به تمامی درک نکرده بودندی و به سخره گرفته بودندی تا اینکه بر حسبِ اتفاقی به این مهم پی برده و گفتندی که با طلا باید نوشتندی من بابِ مزایای انگشتان پا تا همگان از آن آگاه شوندی. و اما این حقیر _راویِ روایتِ مریده_ اتفاق را بر حسبِ عادتِ جمله مردمان بر حسبِ نوشتارِ روزمره آورندی تا خوانشِ آن بر همگان میسر شدی:

مریده با تمام قوا داشت برای آخر هفته و عقد کنان خواهر آخری آماده می شد. دوشنبه بیست و نهم خرداد بود که از مشاطه خانه خروج کرد و دم در و در اولین پله ثانیه ای بین زمین و هوا معلق ماند و بعد چهار پله تا پاگرد نزول فرمود. این نزولِ اجلال نمودن بر روی پله همانا و مردود شدن از گزینش رادیوگرافی جنابِ آنکالِ  طبِ اورژانس همانا. القصه این شد که بنا به دستور اطبا مریده ی مزبور تا سه ماه حق نشستن بر زمین گرم نداشتندی و خم شدن نبایستندی فلذا از کار و زندگی افتادندی و عقد کنان از دماغش درآمدندی تا این اتفاق مسبب کشف مزایای انگشتان پا شدی.

پسافرواک نوشت:

 خطر بزرگی از بیخ گوشم رد شده و خب الان حالم خوبه. به همین سبب از دوستانی که نتونستم جواب کامنت هاشون رو بدم یا بهشون سر بزنم عذرخواهی می کنم.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/۱٢ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com