فرواک

سرآغاز سخن

هر چه بیشتر و پرشورتر به امیدهای کاذب چنگ بزنیم، بیشتر شبیه آن محکومانی می شویم که هنگام گام برداشتن به سوی نابودی شان دل در گرو یک معجزه دارند. (ایوان کلیما)

پنجاه درجه بالای صفر رمان دومی از علی چنگیزی است که نشر چشمه سال گذشته چاپش کرده. داستان از سه روایت موازی هم و با پس و پیش های نامتوالی تشکیل شده که دو روایت آن در زمان گذشته و یک روایتش با تاخیری شش هفت ماهه  در زمانِ حالِ روایِ سربازی به نام مرادی رخ می دهد.

علی ستوده زندانی است که به زعم من نه برای آزادی دوست هم بندش _نقاش یا همان سینا_ بلکه در تلاشی بی فرجام برای رهایی خود (در روایتی سوم شخص) می کوشد. او از ابرام که دوست هم پیاله و یار غارش است، می خواهد که مادر پیرش را بکشد تا به بهانه ی کفن و دفن او بتواند با نقشه ای که فقط و فقط توی ذهن خودش آنرا ساخته از مرز بگریزد. داستان موازی دیگر (روایت سوم شخص) سعید است. پسری ترسو و بزدل که در نقطه ی صفر مرزی سرباز پادگانی ست. روایت ترس ها و باز ترس های سعید از عملیاتی که قرار است بصورت سری انجام شود و در نهایت او را به ستوده و هم پیاله ای هاش پیوند بزند.

اما روایت سومی هم هست که گاه به گاه و پیش بینی نشده ماجرای سومی را نقل می کند. این سه ماجرا در نقطه ای مشترک به هم می رسند. روایت سومی که نقطه ی شروع و هم پایان  و هم کلید داستان است.

پنجاه درجه بالای صفر همانند رمان قبلی چنگیزی با همان زبان و لحن راویان، روایت عریانی ها و بی رحمی های کویر است؛ تشنه و بیرحم. داستانی همراه با سختی و ملالت زندگی شخصیت هایی که در تلاشند برای بهتر بودن و بهتر شدن؛ تلاشی عبث اما. دیالوگ ها، صحنه ها و ماجراهایی که به مرور و با پیش رفتن در بطن ماجرا ذهن خواننده را به باور جمله ی کلیما نزدیک تر می کند؛ امیدی کاذب برای رخ دادن معجزه ای کور.

پسافرواک نوشت:

1. از علی چنگیزی مجموعه داستان "کاج های مورب" هم امسال چاپ شده که در پست بعد درباره ش خواهم گفت.

2. درباره ی رمان "پرسه زیر درختان تاغ" در اینجا

3. پنجاه درجه بالای صفر، علی چنگیزی، چشمه، پاییز 90، 210 صفحه.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٧ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com