فرواک

سرآغاز سخن

هنری خیلی وروجکه. همه همین رو می گن؛ حتا مادرش. هنری غذاش رو زمین می ریزه. چنگ می زنه. گاز می گیره. هل می ده. هنری نیشگون می گیره. حتا خرس کوچولوش هم سعی می کنه خیلی جلو چشمش آفتابی نشه.

مامان همیشه آه می کشید و می گفت: «واقعاً آدم باید با همچین پسر وروجکی چی کار کنه؟». بابا آه می کشید و می گفت: «آخه چه طور می شه که بچه ی دو تا آدمِ به این خوبی، این قدر وروجک از آب دربیاد؟»

وقتی مامان بابای هنری زلزله اونو به مدرسه می بردند، پشت سرش راه می رفتند تا کسی نفهمه که او پسر آنهاست. اما بچه ها هنری رو به پدر و مادرشان نشان می دادند و در گوششان می گفتند: «هنری زلزله این پسره ست.»

- این همان پسری بود که گفتم ژاکتم رو توی گِل انداخت!

- این همان پسری بود که گفتم تیرکمان بیلی رو له و لورده کرد!

- این همان پسری بود که گفتم...

جای خالی جمله ی قبل را با بدترین کارهایی که فکرش رو می کنید، پر کنید. ردخور نداره که آن هم خرابکاری هنری زلزله بود.

هنری زلزله برادر کوچکتری هم داره. اسم او پیتر خوبه ست. پیتر خوبه همیشه می گه: «لطفاً» و «ممنون». او عاشق سبزیجاته. پیتر خوبه همیشه توی جیبش دستمال داره و هیچ وقت دستش رو توی دماغش نمی کنه.

مارگریت دمدمی هم همسایه ی دیوار به دیوارشان است. از هنری زلزله خوشش نمی آد و هنری هم دل خوشی از او نداره. اما هر وقت رالف روداره سرش شلوغ می شه یا کلر ناقلا سرما می خوره و سوزان نق نقو باهاش چپ می افته، مارگریت از دیوار می پره آن ور و می ره سراغ هنری.

پسافرواک نوشت:

1. ماجراهای هنری زلزله در ده جلد و با عناوین: هنری زلزله و تعطیلات پرماجرا، هنری زلزله و دندان شیری، هنری زلزله پولدار می شود، هنری زلزله و پرستار لولوخرخره، هنری زلزله و خانه ی اشباح، هنری زلزله در جشن تولد، هنری زلزله و شپش هایش، هنری زلزله و ناهار روز عید، هنری زلزله و ماشین زمان، هنری زلزله و عاشق فوتبال، برای گروه سنی ج مناسب است. هرچند منِ  مامانِ پاستوریزه فکر می کنم در بعضی موارد برای بچه ی من یکی بدآموزی داشته است. البته بچه ها مهم ترند که دوستش دارند انگار. ما که فعلاً سه جلدش را خریده ایم. بعدها را خدا داند.

2. مجموعه ی ده جلدی هنری زلزله، فرانچسکا سایمون، ترجمه ی آتوسا صالحی، نشر افق، چاپ هشتم.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱٤ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com