فرواک

سرآغاز سخن

1. اهل سفرنامه نوشتن نیستم. زور الکی می زنم. خودمم می دونم.

2. صبحِ 27 ام خرداد. عازم مشهد. شب را در شاهرود جا رزرو کرده ایم. شبکه ی پویا و کارتون و امکانات دیجیتال روی صندلی های عقب مهیاست و جلو، چسبیده به شیشه، خانم جی پی اس ورژن 2008 آماده ی هرگونه همکاری. ناهاری خانگی توی پارکی در کمربندی دامغان _شاهرود. عصر بسطام را می بینیم و بایزید و برج کاشانه اش را. بام تهران دیده بودیم و بام شاهرود نه که آن را هم همراه آبشار مصنوعی ش دیدیم.

3. 28 ام. ناهار را در زادگاه شریعتی خوردیم. فالت بگیرُم های نیشابور را کنار آرام گاه های عطار و خیام دیدیم و شب به مشهد رسیدیم.

4. 29 ام. صبح زیارت. پیرزنی همراه دختری جوان چادر پشت گردن گره زده و لبیک گویان تنه های گوشتی را کنار می زنند و جلو می روند. حالا هرکس زیر دست و پا له شود، پای خودش چون قبلاً آلارم داده اند دارند می آیند. عصر پارک آبی. خانم جی پی اس موقع برگشت انقدر بچپ براست کرده، انداختدمان توی کوچه های پیچ در پیچ حرم. قاط زده. دیوانه شده. به موقع به شام هتل نمی رساندمان.

5. 30 ام. آرام گاه فردوسی. حرف خانم جی پی اس را گوش می کنیم. چاره ای نداریم. شبِ قبل یک مسیر را به حرفش نرفتیم و حالمان را گرفت. خوش اخلاق شده. یک راست می بردمان همان جا و خودش یک دو ساعتی می چرتد. عصر بازار گردی. بوی عطرهای قاطی هم توی بازار رضا یاد گرونوی پاتریک (رمان عطر پاتریک زوسکیند) می اندازدم.

6. 31 ام. صبح زیارت. دوِ ظهر مسیر برگشت از قوچان. شب را در ویلای خوشگل کوچولویی وسط جنگلی توی  گرگان صبح می کنیم. باران تا صبح ادامه دارد. اصلاً یه چیزی می گم یه چیزی می شنوید. عکس بالایی هم عکس همان جاست.

7. 1 ام تیر. آبشار خان ببین، روستای شیرآباد گرگان. منظره ای فوق العاده بکر. راهی نسبتاً صعب العبور و ناهاری خانگی توی جنگل. شب در محمود آباد مازندران اتراق می کنیم.

8. 2 ام. دریایی کمی طوفانی پس از یک شب بارندگی و هوایی نیمه ابری و خنک. تن به دریا زدن و برگشت از آمل به تهران. جاده ای خلوت و بی ترافیک. 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٤ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com