فرواک

سرآغاز سخن

... به گمان من انتخاب نظرگاه بیش از هر چیز به محدودیتی مربوط است که رمان خود را به آن مقید می کنیم. یعنی پیش از آنکه داشتن یک یا چند شخصیت مهم باشد، پیش از آنکه نوع رمان مهم باشد، و پیش از خیلی چیزهای دیگر، این مهم است که بخواهیم داستان مان را از زاویه ای تنگ یا باز تعریف کنیم، و اینکه بخواهیم درون شخصیت ها را ببینیم یا جهان بیرونشان را، و بعد اینکه بخواهیم همه چیز و همه کس را مستقیم از نگاه راوی ببینیم یا فقط یکی دو نفر را، و خلاصه اینکه بخواهیم جهان را از دریچه ی خاص یک نگاه عرضه کنیم یا نه. این ها تعیین کننده ی نوع نظرگاه و راوی یی است که انتخاب می کنیم. به عبارت دیگر، باز همان محدودیت است که تعیین کننده است. اگر بخواهیم جهان را از بازترین زاویه ی ممکن نشان دهیم (یعنی با توضیح همه کس و همه چیز) طبعاً دانای کل نامحدود و مداخله گر مناسب ترین نظرگاه است، مانند اغلب رمان های کلاسیک. اگر بخواهیم همه چیز و همه کس را فقط نشان دهیم، نظرگاه دانای کل غیر مداخله گر مناسب ترین است، اگر بخواهیم جهان را محدودتر و فقط از چشم یک شخصیت نشان بدهیم، نظرگاه های دانای کل محدود و سپس اول شخص مناسب اند (که البته محدوددیت های اول شخص بازهم بیشتر است). این ها البته انتخاب های کلی و معمول تر است، وگرنه می شود هر نظرگاه را با شیوه های خاص تری استفاده کرد که زوایای بازتر و یا احیاناً بسته تر از آنچه معمول است داشته باشد، دست کمی از دانای کل ندارد. فال بین، جادوگر، یا آدمی ذهن خوان می تواند کمابیش چنین نقشی ایفا کند. و برعکس، می شود دانی کلی انتخاب کرد که همه جا برود و سراغ همه کس هم، اما جاها و کسانی که اطلاعات داستانی چندانی نداشته باشند و خودبخود دانای کل چندان چیزی برای عرضه نداشته باشد.

خلاصه اینکه شیوه های معمول تر و استفاده شده تری برای بکارگیری نظرگاه ها هست که در توضیح نظرگاه ها هست که در توضیح نظرگاه ها معمولاً همین ها مورد نظر هستند، اما رمان هایی هستند که استفاده خاص تر و چه بسا دگرگونه یی از نظرگاه ها کرده اند.

بحث نظرگاه را شاید بتوان این طور جمع بندی کرد که، نظرگاه تنگی و فراخی زاویه ی ما به جهان را تعیین می کند، راوی اما واسطه ی آشنایی ما با این تنگنا یا فراخنای جهان است، درست مثل عینکی که به چشم زده باشیم، یا هر نوع عدسی یی که با آن به جهان نگاه کنیم. طبیعی است که این عینک همان شیوه یا درکی است که نویسنده می خواهد جهان را از ورای آن عرضه کند. کدام این ها مهم تر است؟ نظرگاه یا راوی؟ به گمانم بستگی به این دارد که از هر کدام چطور استفاده کنیم. بسته به استفاده یی که می کنیم اهمیت یکی بیشتر و دیگری کم تر می شود. هرچه راوی خاص تر باشد، اهمیت اش بیشتر می شود. هرچه راوی ناظرتر و بی نظیرتر باشد، اهمیت نظرگاه و اینکه جهان را فراخ تر یا تنگ تر عرضه کند، بیشتر می شود.

پسافرواک نوشت:

از "یک شیوه برای رمان نویسی"، حسین سناپور، چشمه، چ اول، بهار 90، صص79_81.

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱٥ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com