فرواک

سرآغاز سخن

چند روز قبل ها توی ذهنم بود که این هفته ی آخر بنویسم از مردم، می خواستم بنویسم از حال این روزهای پایانی مردم، می خواستم بنویسم از خانه تکانی ها و  گاه نتکانی ها؛ مثل این جمله ی کلیشه ای که می گوید چه خوب که بتکانیم از غبار خانه ی دل را، مثل خانه ی خواب و استراحت و ... می خواستم بنویسم از کلفت هایی که این هفته کنتس می شوند. از کلفت های خانه تکان_ نه آن کارگرهای روزمزد شرکت های خدماتی که لااقل تکلیف آنها با خودشان معلوم است_ از کلفت هایی که سراسر این ماه کش آمده را خانه می تکانند؛ یا جورهایی می خواستم بنویسم از کلهم زنان این سرزمین... اما آن چیزی که توی ذهنم بود، حالا دیگر نیست. پاک شده. دلیت. تمام.  حالا که فکر می کنم شک می کنم  به این تیتر که شاید نباشد کلفتی این میان تا بخواهد کنتس شود و من باز درگیر توهمات روان گردان طبیعی تنم، سرم و کلاً وجودم هستم. اصلاً اصلنش کلفت ها را چه به کنتس شدن، کنتس ها سرتاسر سال کنتس اند، مگر نه؟ کنتس ها سرتاسر سال خرید می کنند، چه نیازی به خرید پایان سال، چه نیازی به لباس عید. زنان کارگر را هم نیازی به مشاطه نیست، خودشان خودشان را از قدیم ندیم ها  که لااقل ما یادمان می آید و دیده ایم و شنیده ایم به این سمت رنگ می کنند دست کم یک دو روز مانده به عید. از همان زمان که ما یادمان می آید سفره ی هفت سینی بوده و کفش نویی براق کنار جا کفشی یا بالاسر بالش مان موقع خواب، از ذوق آمدن سال نو. می ماند این وسط من و ماهایی که قرار است این هفته کنتس شویم. گروه سومی که دست رشته می شویم بین کنتس ها و کارگرها. طبقه متوسط جامعه... تا بوده همین بوده. تقسیم بندی ای از نوع جامعه شناسانه، تاریخ محورانه و حتا کم اکی سیاست مدارانه...

پسافرواک نوشت:

پست عیدانه خواهم گذاشت...

زن بابا نوشت:

همچین باد به غبغب می ندازه و دهن پرکن میگه "پست عیدانه خواهم گذاشت" که انگار منتظران و کامنت گذاران و سرزنندگان دارند از سر و کول هم بالا می روند...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٢٤ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com