فرواک

سرآغاز سخن

پسافرواک نوشت:

1. سال نو مبارک. سلامتی و شادکامی برای همه آرزومندم. 

2. عکس از شکوفه های زردآلوی امسال خانه ی پدری است.

3. پست عیدانه، عیدانه ای که  آنقدر قپی ش را آمدم پست قبل، به همین یک عکس ختم شد که آن هم برایم از طریق وای. بر ارسال شده. هیچ نتوانستم بنویسم. این چند روز آخر را جایتان خالی همه ش به خیابان گردی گذشت. زیاده نگویم که توی پست عیدانه ام می خواستم بگویم که من بچه ی سفره ی هفت سینم، بچه ی ماهی های قرمز توی تنگ، بچه ی شیرینی و شکلات مهیا و بی منت، بچه ی شادکامی های نوروز. من زاده ی نوروزم؛ فرزند بهار. راستی یادت بگذار بماند دوست، این بار را فقط، با یک ضربدری روی انگشتت، با خودکار، از آن خودکارهای عطری زمان کودکی مان، روی انگشت شست، اینجا که آمدی چراغ یادت نرود، برایم چراغ بیاور...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com