فرواک

سرآغاز سخن

درباره‌ی رمانِ روایتِ هفتم

شبِ کارد

کم نیستند داستان‌نویسان ایرانی که با روایتِ شخصیت‌های جداگانه در یک رمان ایشان را در یک وضعیتِ مشترک به هم پیوند زده‌اند. درواقع بعد از رمانِ موفقِ رضا ارژنگ در اوایلِ دهه‌ی هشتاد با نامِ «لکه‌های ته فنجان قهوه» که پیشنهادی برای این فرم روایت بود، آثار موفق یا ناموفقِ زیادی با این ساختار نوشته شد که مثلا از جمله‌ی موفق‌ترین‌شان «آویشین قشنگ نیست» حامد اسماعیلیون بود. رمانِ پبشنهادی این هفته‌ی من فرمی این‌چنینی دارد؛ «روایت هفتم» نوشته‌ی اولدوز طوفانی.

 

مهدی یزدانی‌خُرّم

 

کم نیستند داستان‌نویسان ایرانی که با روایتِ شخصیت‌های جداگانه در یک رمان ایشان را در یک وضعیتِ مشترک به هم پیوند زده‌اند. درواقع بعد از رمانِ موفقِ رضا ارژنگ در اوایلِ دهه‌ی هشتاد با نامِ «لکه‌های ته فنجان قهوه» که پیشنهادی برای این فرم روایت بود، آثار موفق یا ناموفقِ زیادی با این ساختار نوشته شد که مثلا از جمله‌ی موفق‌ترین‌شان «آویشین قشنگ نیست» حامد اسماعیلیون بود. رمانِ پبشنهادی این هفته‌ی من فرمی این‌چنینی دارد؛ «روایت هفتم» نوشته‌ی اولدوز طوفانی. این نویسنده پیش از این رمان دو کتابِ دیگر نیز منتشر کرده و این رمان سومین کتاب‌اش به شمار می‌آید. رمان روایتِ هفت شخصیتِ اصلی‌ست در یک شبِ بارانی عجیب. شخصیت‌هایی که قاچاق آن‌ها را به هم پیوند زده و حالا برخی از آن‌ها دنبالِ انتقام افتاده‌اند و برخی پیِ راهی برای فرار می‌گردند. رمان یک خطِ روایی در زمانِ حال دارد که پروسه‌ی ماجرهای این شبِ عجیب و خونین است و فلاش‌بک‌هایی نسبتا طولانی به گذشته‌ی هر کدام از شخصیت‌ها و رسیدن‌شان به این شب. تقریبا تمامِ قهرمان‌های طوفانی از یک گذشته‌ی پر اتفاق و آنارشی برخوردار هستند. دختری جوان که پدرِ شکاک‌اش مادرش را با ضربه‌های چاقو کشته، زنی جوان که سال‌ها کار بی‌وقفه کرده و حالا می‌خواهد انتقام بگیرد، فروشنده‌ای بلند پرواز که همیشه در سایه بوده و... نویسنده این شخصیت‌های مملو از مسائل حاد زیستی را درگیر هم می‌کند و تلاش دارد با ریتمی سریع و خشونتی نسبتا زیاد به واکاوی هویت‌هاشان مشغول شود. «روایت هفتم» با این مختصات از قواعد تریلرهایی پیروی می‌کند که نسبتی هم با «اتفاق» دارند. اتفاق‌هایی که گاه مسیرِ ماجرا را کاملا عوض می‌کنند و در نهایت می‌کوشند بارخوانی‌های نویی باشند از حکایت‌های کلاسیک یا اساطیری. شاید بتوان این طور گفت که رمان بازخوانی همان روایت مشهورِ چمدانی پر از پول است و جنازه‌هایی در اطراف. چیزی که کم کم به یکی از درونمایه‌های اصلی ادبیات تبدیل شده است. نویسنده با استفاده از این کلان روایت سعی داشته با بی‌رحمی و عدمِ محافظه‌کاری برای شخصیت‌های خود رفتارهای ناگهانی طراحی کند که عمدتا با خشونت عجیت هستند. هرچند این خشونت نسبت به هر کدام از این شخصیت‌ها متفاوت است. یکی چاقو در دست دارد و دیگری سم در آستین. با این فرایند رمانِ اولدوز طوفانی کاملا مقید به اجرای قوانین ژانری شده است. هرچند او درساختِ شخصیت‌های‌اش به یک اندازه توفیق نداشته و در لحظاتِ پایانی رمان نیز بیش از حد به اتفاق‌های بیرونی برای پیشبردِ رمان دلبسته است. این احتمالا بزرگترین نقص رمانِ اوست که پایان‌اش هم‌سنگِ تنه‌ی قدرتمندش نیست. اما با این همه، «روایت هفتم» یک رمانِ مساله‌ساز است. ایده دارد و از سانتی‌مانتالیسم و تفسیرگری دور شده. امرِ شرِ رمان کاملا متدیک بوده و آدم‌های عوضی قرار نیست ناگهان متحول شوند. این فرایند روایتِ بدی هرچند با گذشته‌ی قهرمان‌های او گره خورده اما نمی‌کوشد هویتِ قابلِ توجیهی ببخشد به این قهرمان‌ها. مساله‌ی اصلی رمان«حرص» است و اتفاقا نویسنده گوشه‌چشمی هم داشته به آن روایت مشهورِ کلاسیک سه دوست که هر کدام می‌خواهد گنجی را که پیدا کرده‌اند بالا بکشند و در نهایت دو نفرشان یکی را می‌کشند و آن یکی هم خوراکِ آن دو را سمی کرده و شاهدان سه نعش می‌بینند و انبوهی مال...

اولدوز طوفانی در بازگشت‌های زمانی‌اش برای ترسیمِ تکه‌های مهمِ زنده‌گی قهرمان‌های‌اش از یاد نمی‌برد که شربودن را بر اساسِ مقصرانِ قبلی طبقه‌بندی نکند. رفتارهای زمانِ حالِ قهرمان‌های او که بدَوی به نظر می‌رسند علاوه بر گذشته شان ریشه در گسترشِ این شر بر فضای وجودی‌شان دارد و همین امر است که باعث می‌شود این رمان کاری بسیار متفاوت از اکثرِ نوشته‌های نویسنده‌گانِ زنِ امروز باشد. منتها نویسنده‌ای که چنین توانایی‌ای در شرنویسی دارد نباید برای تکمیلِ پازلِ نهایی رمان بیش از حد دل به اتفاق‌ها ببندد وپایان رمان را چنین استعاری تمام کند...هرچند با تمامِ این‌ها «روایت هفتم» یک رمانِ پخته است.

پسافرواک نوشت:

www.2shanbe.ir

لینک یادداشت آقای مهدی یزدانی خرم در سایت دوشنبه:

/www.2shanbe.ir/Content/Detail/22793

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٩ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com