فرواک

سرآغاز سخن

نیلوفر انسان:  رمان «روایت هفتم» نوشته‌ی اولدوز طوفانی است که انتشارات نگاه آن را در سال 1394منتشر کرده است. این رمان دری گشوده به دنیای دلالی و بازار سیاه مواد آرایشی که در پشتش البته خبر دیگری نیست به‌جز مبادله‌ی مواد مخدر. اولدوز طوفانی شخصیت‌هایی را روایت هفتم ساخته است که هرکدام با مسئله‌ای در گذشته‌ی خود دست به گریبان بوده‌اند و آن گذشته به‌نوعی امروزشان را نیز ساخته است. دختری جوان که مادرش به دست پدری شکاک با چاقو به قتل رسیده است، زنی جوان که پس از سال‌ها کار بی‌وقفه و دیدن خشونت‌های فراوان، نتوانسته به چیزی که می‌خواهد برسد و حالا در اندیشه‌ی انتقام است، فروشنده‌ای بلندپرواز که همیشه کار کرده اما خشونت مناسبات روزمره و زندگی شخصی او را در سایه نگه‌داشته است و ... تمام این شخصیت‌ها که در زندگی خود با مسائلی دست‌وپنجه نرم کرده‌اند حول محور یک مسئله در رمان چیده می‌شوند و آن مسئله چیزی نیست به‌جز چمدانی پر از مواد مخدر که حالا وسیله‌ای شده برای ساخت رمانی که حال و هوای Mystery Thriller  است و البته تلاش دارد که با روانکاوی شخصیت، ضمن ساخت شخصیت، حال و هوایی روانکاوانه نیز به کار بدهد هرچند که پرداخت شخصیت‌ها هم‌وزن نیست و هستند شخصیت‌هایی که می‌شد ساخت بهتری داشته باشند؛ و درعین‌حال رمانی باشد با دغدغه‌ی اجتماعی. Mystery Thriller   البته با Mystery متفاوت است و در آن روایت شتاب بالایی دارد و قهرمان مدام در حال فرار و احتمال ارتکاب جرم دیگری است؛ به بیان این ژانر، قهرمان «تیک تیکِ ساعت» وار زندگی را می‌گذراند. قهرمانان «روایت هفتم» نیز روایت حالشان روایتی تیک‌تیکِ ساعت گونه است اما درعین‌حال دانستن از گذشته‌شان است که فروپاشی روانی‌شان را در اکنون باورپذیر کرده و همدلی را با آن‌ها برمی‌انگیزد. خشونت ریسمانی است که تمام شخصیت‌ها را به هم وصل می‌کند. خشونتی که درگذشته بر آن‌ها رفته و خشونت حال و خشونت و خشونت... خشونتی بی‌پایان که در روایت هفتم به شکلی عیان مطرح‌شده است. رمان «روایت هفتم» رمانی است که نامش در انتها بر خواننده روشن می‌شود؛ پس‌ازآن که رمان خوانده شد، خواننده درمی‌یابد که روایت شش نفر را خوانده است؛ پس آن روایت هفتم کدام روایت است؟ روایت هفتم روایت خواننده است  و اینجاست که زمینه‌ی پروبلماتیکی که رمان بر آن بناشده خود را آشکار می‌سازد؛ بله، روایت هفتم، روایت ماست؛ مایی که هرروز داستان اتفاقاتی را در صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها می‌خوانیم و از تک روایت و تنها داستان ساخته‌شده در آن حوادث که از بستر تاریخی خود جداشده اند و به‌مثابه‌ی شیء به آن‌ها نگاه می‌شود، آدم‌هایی استیگماتیزه شده‌اند برایمان که هرکدام داستان‌هایی برای خود دارند، داستان‌هایی تعریفی و مهم؛ داستان‌هایی که بی‌شک در امروزشان مؤثر بوده است. روایت هفتم، روایتی است که پس از خواندن رمان، از آدم‌هایی که در ذهن داریم که حالا دیگر آشنایی‌زدایی شده‌اند. خواندن «روایت هفتم» کاری است که می‌توان با خیال راحت به دیگران توصیه‌اش کرد. 

پسافرواک نوشت:

لینک خبر، روزنامه ی فرهیختگان، سوم بهمن نود و چهار،  شماره ی 1863، صفحه ی هشت، بخش ادب و هنر، نویسنده ی نقد: خانم نیلوفر انسان اینجا

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/٥ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com