فرواک

سرآغاز سخن

نمی‌دانم نوشتن از نوبلیست بیست شانزدهی،الآن، یعنی وقتی تب‌وتاب موافقم موافقم یا مخالفم مخالفم ها داغ داغ است، کار درستی هست یا نه. این روزها همه‌ی آن‌هایی که یک ور کارهایشان، یا ذهنشان با ادبیات و داستان است،حرف از نوبلیست امسال می‌زنند، باب دیلن، ترانه‌سرا و خواننده‌ی آمریکایی که به گفته‌ی آکادمی نوبل برای " خلق تعابیر جدید شاعرانه در سنت شعر آمریکایی" شایسته‌ی نوبل2016 شده است. حرف زدن و روده‌درازی من باب زحمات باب دیلن و لایق بودن یا نبودنش را به اهلش واگذار کنم بهتر است، چون اعتراف باید بکنم که تا همان روز بیست و دوم مهر نمی‌شناختمش یا که بگذرم از جنجال‌ها و واکنش‌هایی که در گروهی که مفتخرند به عنوان‌های داستان‌نویس، بر سر این مسئله رخ داد. در این مورد هیچ نظری ندارم  که بله می شود از جنبه های دیگری به آن نگاه کرد و سیاست و موسیقی و چه و چه ها جزء لاینفک ادبیاتند و نمی شود نوبل ادبیات را مختص خود خود داستان گویی دانست جز اینکه ته ذهنم خوش‌حال باشم فقط، خوش‌حال از این بابت که فکر کنم یا برای آن هایی که در نکوهش رمان و داستان وطنی مان در این یک دو دهه چه گلوها که جز نمی دهند بخواهم بگویم رمان فقط و فقط در کشور ما به افول نرسیده و مرگ برای آن در سراسر دنیا اتفاق افتاده. به مرگ رمان فکر کنم ، و مرگ رمان‌نویس، رمان‌نویسانی معتبر در سراسر دنیا که الحق شایسته‌ی نوبل باشند و نیستند...

نوشته شده در ۱۳٩٥/٧/٢٤ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com