فرواک

سرآغاز سخن

کاری به این ندارم که بچه چقدر به بابالنگ درازش وابسته شده و اون روز بهم میگه، یعنی ازم پرسیده، می تونم بابا صداش کنم؟ کاری به این ندارم که این حرفش ممکنه قلقلکم بده یا برعکسش اشک رو تو چشمام بنشونه. پسری که لنگ چندرغاز پول کثیفه. کاری هم به این ندارم که بچه‌ی همسایه رو شبانه تو خواب از خونه بیرون می‌برند و دیگه اثری، هیچ اثری، از همون رد پای آشنای صبح هاش نیست که وقتی هیچ‌کس خانه نبود، می‌چسبید به در آپارتمان و صداهایی نامفهوم یا گاهی هم، آوازهایی، زنجموره هایی از ته دل، درمی‌آورد. حالا فقط گاه و بی گاه، نصف شب‌ها، حالا، بعد رفتنش، جیغ و دادهای زن کوچولوی تازه عروس از دیوار نازک مشترکمان داخل خانه می‌ریزد؛ کاری به هیچ‌کسی، به زندگی هیچ‌کسی، ندارم و به آن طفل معصوم‌ها هم که لابد گناه ندارند، فقط می دانم که ما خیلی کثیفیم...

نوشته شده در ۱۳٩٥/٧/٢٦ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com