فرواک

سرآغاز سخن

 نشان‌ها در هم شکستند

آتل تلاچینولی 6

شکست

آب‌سوخته           (اوکتاویو پاس، بازگشت)

این اثر حاصل پیوند روایت زندگی چهار شخصیت از جامعه‌ی مکزیک است. شهر مکزیکو، این عرصه‌ی اسطوره‌ای، ناشناخته و در عین‌حال دل‌فریب، صحنه‌ی وقوع تمامی ماجراهاست. در این فضاست که تجارب تلخ و شیرین شخصیت‌های داستان به هم پیوند می‌خورند. در حقیقت شخصیت اصلی هر چهار داستان، شهر مکزیکو است: « عرصه‌ی رقت‌بار جهان‌شمولی دهکده‌ای غول‌آسا.»... پشت جلد کتاب.

چهار داستان و چهار شخصیت. داستان اول ژنرال پیری که هنوز غرق در خاطرات انقلاب مکزیک است و روز به روز در فساد و تباهی فرو می‌رود. داستان دوم پیرزنی فراموش‌شده، تنها و ساکن محله‌های قدیمی مرکز شهر و رابطه‌ی مبهمی که با پسرک افلیج همسایه دارد. داستان سوم پیر پسری ثروتمند که هرگز طعم فقر را نچشیده و بیهوده می‌کوشد تا گذر زمان را انکار کند و  داستان چهارم پسرک ساکن بیغوله‌های حاشیه‌شهر است که در محرومیت زندگی می‌کند و همین محرومیت سرانجام او را به نابودی شخصیتی می‌کشاند.

نکات با درون‌مایه‌ی تامل:

هیچ‌چیز بدتر از این نیست که یه بیچاره‌ای رو که داری تو چشاش نگاه می‌کنی و تک و تنهاست بکشی...ص 26.

انقلاب حقیقت نداشت، بلکه‌ رویای پدربزرگم بود، مادرم حقیقت نداشت، بلکه رویای من بود، و به همین دلیل واقعیت داشتند، فقط پدرم در رویا نبود، به همین دلیل غیر واقعی بود...ص 29.

ژنرال همون‌طور بود که می‌گفتن، هرگز چیزی رو از دست نمی‌داد و اگه از دست می‌داد، به زور می‌گرفت، مادرم قسمتی از غنایم جنگی‌اش بود...ص 45.

ما نه فقط همدیگر رو، بلکه خودمون رو هم فراموش می کنیم...ص 58.

سرانجام ورودی مترو: دروازه‌ی دوزخ...ص 82.

هرگز نکش پسرم، مگر اینکه اندکی زندگی برای وجود عزیزت به‌دست بیاری...ص 123.

منظورم رو می‌فهمی؟ خشونت مادر تاریخه...ص 145.

پسر جون! کسی که رنج می‌کشه، حق داره دیگرون رو رنج بده. این عین حقیقته، قسم می‌خورم که غیر از این نیست...ص 155.

برای اولین بار به شکلی مبهم دریافت که وقتی کلمات به‌کار نمی‌آیند، کشیده به‌کار می‌آید. ولی در حقیقت دوست داشت به آن گردن کلفت بی‌شرف بگوید که پدرش مرد، چون فقط از این راه می‌توانست سربلندی‌اش را حفظ کند، چون یک مرده در برابر زنده‌ها قدرت دارد، هر‌چند یک مرده‌ی بدبخت بوده باشد. به یک مرده احترام گذاشته می‌شود...ص 119.

نکات با درون‌مایه‌‌ی طنز:

بعد از غذا پیرمرد دندان مصنوعی‌اش را در می‌‌آورد و در نصف لیوان آب داغ می‌انداخت. بعد نصف لیوان آب سرد به لیوان اضافه می‌کرد. یک دقیقه صبر می‌کرد و نصف آب لیوان سرد به لیوان اول اضافه می‌کرد. یک دقیقه صبر می‌کرد و نصف لیوان آب را در لیوان سوم خالی می‌کرد و لیوان اول را دوباره با آب ولرم لیوان دوم پر می‌کرد. در حالی‌که روبرویش سه مخلوط آب ولرم قرار داشت که بقایای خوراک گوشت و نان ذرت در آن‌ها شنا می‌کردند، بعد دندان را از لیوان اول در می‌آورد در لیوان سوم تر می‌کرد تا دمای مناسب به خود بگیرد، دندان مصنوعی را در دهان می‌گذاشت و دندان‌ها را مثل بستن قفل، روی هم فشار می‌داد...ص 18.

این جناب به جان خودم داشته به کیمیا دست می‌یافته...

با خودش می‌گفت، راست است که حافظه‌ی سالخوردگان با مرگ دیگر سالخوردگان جان می‌گیرد. از آن روز به بعد همیشه منتظر بود خبر مرگ یکی از دایی‌ها یا دوستانش را برایش بیاورند، زیرا مطمئن بود با شنیدن خبر، خاطرات زیادی به مغزش هجوم می‌آوردند و به همین ترتیب روزی هم فرا می‌رسید که خاطره‌ی او را به یاد بیاورند...ص 89.

خاطره‌ی منو کی‌ می‌خواد به‌یاد بیاره...

دوست داشت بالای جسدش که می‌رسیدند، گمان کنند که دم آخر، مشغول گوش کردن سمفونی ناتمام شوبرت و سرگرم مطالعه‌ی کتاب راز ادوین دروود نوشته‌ی دیکنز بوده است... این یکی از ساده‌ترین خیال‌پردازی‌هایش برای لحظات پس از مرگ بود...ص 101.

آی گفتی. من هم عاشق خیال‌بافی‌ام.

مغز پیرمرد پیرزن‌ها کم‌کم می‌خشکه تا مث یه گردوی چروکیده می‌شه و آخرشم مث یه جغجغه توی کله‌ی پوکشون صدا می‌کنه...ص 51.

یعنی من هم این‌طوری می‌شم..

اگه شما از من بپرسید این کتابخونه به چه دردم می‌خوره، بهتون می گم، واسه‌ی این‌که همیشه یادم باشه هنوز کتاب‌های زیادی هستن که باید سوزونده بشن...ص 149.

می‌دادیشون به من دیگه بی‌انصاف...

پسافرواک نوشت:

1. نام تمامی مادران اصلی در این داستان‌ها دنیا بود. دنیا کلوتیلده، دنیا مانوئلیتا، دنیا فلیسیتاس، و دنیا آمپاریتو. یعنی به نوعی اسم علم دنیا ارتباط بین داستانی می‌شد.

2. داستان دوم، سوم، و چهارم با داستان اول ارتباط منطقی یا همان ارتباط بین‌داستانی داشتند. یعنی تمام افراد این داستان‌ها یا مکان‌ها و معضلات اجتماعی و معیشتی این سه داستان به تبعات انقلاب مکزیک و ژنرال برگارای داستان اول و یا پیر پسر داستان سوم (فدریکو سیلبا) برمی گشت.

3. داستان آخر نتیجه گیری از تمام بلایای تبعات انقلاب مکزیک است که در تضاد بین فقر و ثروت رخ می‌دهد. اختلاف طبقاتی قشر مرفه با زاغه‌نشینان و پسری که در نهایت فلاکت بزرگ شده و به محافظ جلاد پدرش مبدل می‌شود.

4. آب‌سوخته رمانی سخت‌خوان و تاریخی اجتماعی است و مترجم با تمام توان در پانوشت‌های زیادی این وقایع را شرح داده. البته به نظر من سبک نوشتن فوئنتس سخت‌خوانی را می‌طلبد. چرا که مونولوگ‌گویی روش و سبک اوست، بدون جمله بندی اساسی و سیلان ذهن. پر از جملات شکسته و سرشار از اصطلاحات پارادوکس‌ وار و شعر وار.

5. این کتاب ترجمه‌ایست از aqua quemada انتشارات punto de lectura 2007.

6. atl tlachinolli : نماد جنگ در فرهنگ آزتک‌ها. در زبان ناهواتل (زبان آزتک‌ها) به معنای آب‌سوخته و استعاره از خون است. ـ م.

7. آب‌سوخته، کارلوس فوئنتس، ترجمه‌ی علی‌اکبر فلاحی، چاپ اول، سال 89، ققنوس، 167 صفحه،  3500 تومان.

8. بلد نیستم عدد شش رو بذارم بالای نوشته، همسایه ها یاری کنید. 

9. نمی‌دونم این ادامه مطلبه از کجا پیداش می‌شه آخه. کلافم کرده. 


 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٥ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com