فرواک

سرآغاز سخن

زمان رازداری بر مبنای زندگی واقعی زوجی از آشنایان دوبوآر نوشته شده است. زوجی که در دوران خود تشنه‌ی مدرنیته و نوآوری بودند اما حالا در نقش پدر و مادر، قربانی افکار تحمیلی پیشینیان خود هستند و درک درستی از حرکت‌های جدید در جامعه و به ویژه جهان‌بینی جوانان ندارند.

زمان رازداری رمانی است آموزنده و بازنگری منصفانه‌ای است به معیارهای ارزشی، فرهنگی سال‌های شصت و هفتاد میلادی اروپا یعنی پس از جنگ جهانی دوم و احتمالا مقدمه‌ای است بر تجدید‌نظر‌ها در معیارها و ضد ارزش‌ها در خانواده‌ها. خانواده‌هایی که در جوانی و به نوبت خود بر این باور بودند که جهان حداکثر در هر دهه معیارهای سنجش جدیدی می‌طلبد، پس قاعدتا حالا می‌بایست برای نیازهای نسل بعدی یعنی فرزندان خود درک درستی داشته باشند، به عبارت دیگر عملکرد فرزندان اگر صحیح و منطقی باشد، حتی اگر در تناقض با نسل‌های پیشین، نگرانی ندارد. اینان اگر موجودات مفیدی در جامعه‌ی انسانی شدند، ضمانت موجهی است در جهت مشروعیت انتظارات آنان از اجتماع بزرگتر‌ها وگرنه با تضادهای مقطعی در نسل‌های گوناگون، نه برخورد شخصی و موضع‌گیری‌های حاد حاصلی دارد و نه کینه‌توزی‌ها در درازمدت. کوشش باید در جهت یافتن راه‌حل‌های عملی در زمان و مکان و با درنظر گرفتن داده‌های موجود باشد... یادداشت مترجم، ابتدای کتاب.

برگزیده‌هایی از متن کتاب:

... مسئله انرژی نیست. من بی نوشتن و کار ادبی نمی‌توانستم به زندگی ادامه دهم. واقعا چرا؟ چرا خواسته‌ام فیلیپ ( پسر راوی ) یک روشنفکر علاقه‌مند به فرهنگ و ادب دربیاید، درحالی‌که آندره ( شوهر راوی) او را به راه‌های دیگر تشویق می‌کرد؟ در مورد خودم تردید ندارم که در کودکی و نوجوانی کتاب‌ها مرا از نومیدی نجات داده‌اند و به این نتیجه رسانده‌اند که مقوله‌ی فرهنگ بالاترین ارزش‌هاست. من به این امر اعتقاد دارم و حاضر به تجدید نظر در مورد آن نیستم...ص 23.

گرچه من زندگی کودکی و جوانی‌اش را شکل داده بودم، اما اکنون فقط شاهد آن دوران‌ها از راه دور بودم. این سرنوشت مشترک همه‌ی مادرهاست. اما کسی چه می‌داند. همه‌ی مادرها امید دارند که هیچ‌گاه چنین نخواهد شد...ص 33.

پیری دوران ارضاء‌هاست. وقتی انسان زندگی سختی در گذشته داشته و روزهای عمرش را کم و بیش دیگران از چنگش درآورده باشند، در این سن پیری احساس آسودگی می‌کند...ص 90.

من هم چون میوه‌ای با جسم فرسوده، پوسیده می‌شدم، اما رسیده نمی‌شدم. دیگر نیرو و شادابی سابق را نداشتم. توانایی نوشتن را نداشتم. از جانب پسرم به آرزوهایم خیانت شده بود و همه‌ی آن‌ها بر باد رفته بودند. چیزی که بیش‌تر از همه غمگینم می‌کرد این بود که میان من و همسرم هم همه‌چیز فرو می‌ریخت و مسائل میان ما فاصله می‌انداخت و مهر و علاقه را نابود می کرد. من خود را فریب می‌دادم که دارم اوج می گیرم. در صورتی که در سراشیبی بودم. در راهی که پیش گرفته بودیم، سریعا به پیرمرد و پیرزنی در کنار هم تبدیل می‌شدیم...ص 92.

پسافرواک نوشت:

1. احساس کردم مترجم بهتر درباره‌ی این کتاب توضیح داده و بنابراین من چیزی ننوشتم.

2. زمان رازداری، سیمون دوبوآر، ترجمه‌ی شهلا حمزاوی، چاپ اول، 89، قطره، 110 صفحه،3000 تومان.

3. خواندن مجموعه داستان پونز روی دم گربه نوشته‌ی آیدا مرادی آهنی که جزو تازه‌های نشر چشمه است  رو به همه‌ی دوستان توصیه می‌کنم.

4. این کتاب ترجمه‌ای است از  La femme rompue نوشته‌ی  Simone de Beauvoir.  

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٩ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com