فرواک

سرآغاز سخن

یادم هست زمانی که قصد کردم برای نوشتن درباره ی کتاب هایی که می خوانمشان و راه اندازی وبلاگی با عنوانی مثل پیشگفتار و گشتن نامی مناسب, فرواک که بهترین گزینه شد برای انتخابم, یکی از اولین کسانی که دوست داشتم در آرشیو دوستانم لینک کنمشان پدرام رضایی زاده بود. مجموعه داستان مرگ بازی  اش تقریباً جزو اولین داستان هایی بود که خواندم, سال 87 زمانی که بطور جدی شروع به خواندن داستان کردم و پانوشت هایی که بر داستان ها در انتهای کتاب‌هایم نوشتم. داستان هایش را خیلی دوست داشتم و خصوصاً سیگار نیم سوخته روی دیوارش را. حالا که کتاب را دوباره دستم گرفته ام و ورق می زنم, می فهمم که داستان هایش را خیلی دوست داشتم. روی آخرین برگ آن داستان نوشته ام: " راوی اش را دوست داشتم. حرف هایش را و ذهن عمیقش را..."

چند روز پیش بود. اینکه شنیدم کتابش به چاپ چهارم رسیده و همین باعث شد تا سری به وبلاگش بزنم با نام ناتور . دیدن اینکه نویسنده ای با صدای خودش داستانش را روایت کرده باشد, سر ذوقم آورد. لذتی داشت شنیدن داستانی که دوستش داشته ای. حیفم آمد که دوستان را در این لذت سهیم نکنم. پس ابتدا نوشتم برای کسب اجازه از پدرام و  لطف او و...

کتابش را دوباره ورق می زنم. داستان هایش عمق دارند. وسعت دارند. می دانم که ذهنی عمیق و نگاهی دقیق در پس داستان هایش نهفته است...

داستان را  با صدای خود نویسنده از اینجا دانلود کنید...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۳٠ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ توسط اولدوز طوفانی نظرات () |

Design By : nightSelect.com