معرفی رمان «بوی خوش تاریکی» قاسم شکری

گاه آدمی سال های سال یک دمل چرکین را با خودش به این سو و آن سو می برد، به میهمانی، به عزا یا به تریاها و کافی شاپ های شیک و اتو کشیده؛ بی آنکه بداند در پوست تنش یک زخم کهنه چال کرده و عن قریب امروز و فردا نه، عاقبت روزی سر باز خواهد کرد. این زخم ها گاه چنان خجالتی و سر به زیرند که آدم بود و نبودشان را به هیچ انگاشته، ترجیح می دهد همزیستی ی مسالمت آمیزی با آن ها داشته باشد تا این که بخواهد سر به سرشان گذاشته، دایم با پوسته پوسته های سرخابی شان کلنجار رود. اما گاه چنان بی حجب و حیایند و ریشه در اعماق تنِ آدمی دوانده اند که هیچ گریز گاه و مفری باقی نمی گذارند و آخر سر هم روزی سر می گشایند و چرک و خوناب پس می دهند....( از پاراگراف اول رمان)

داستان وهم آلود است. کلمات سخت خوان دارد. تکان دهنده است. خاص است. کهزادِ داستان، پسری است که راویِ روایت ذهنی مغشوش و پریشان حال است. ذهنی که به نوعی واقعیت یافته. اجنه و شیاطین ارتباطی عمیق با این ذهنِ پریشان دارند. اسامی ای چون ابوکردوس، ابولعیزار، بعلزبوب، بز عزازیل، و زلنبور عینیت یافته ی ذهنِ پریشان اوست. تصویر سازی شیاطین و قصه هاشان واقعی است. شاهد بسیاری از آنها قران است. زندگی در عین حال در پاره های جداگانه ای جریان دارد. زوایایِ پنهانِ جمعیِ قوم و خویشان...

پسافرواک نوشت:

1. این رمان رو به تمام دوستانی که رمان خاص دوست دارند، توصیه می کنم. توصیفات فوق العاده و تصویر سازی بکری دارد.

2. سال ها قبل تا پاره ی دو پیش نرفته بودم. اعتراف می کنم تأثیر روانی شدیدی بر روی ذهن می گذارد. حداقل برای من این گونه بوده.

3. در راستای آشتی فرواک با سینما، دوشنبه 24 بهمن وبلاگ «سندروم داونِ هنرِ هفتم» افتتاح خواهد شد. ساعت 8 تا 9 صبح همان روز آن هستم. خاک پای دوستان سرمه ی چشمم.

4. شکری، قاسم. بوی خوش تاریکی، مرکز، چاپ اول، 1385، 233 صفحه.

بعداً نوشت:

 استاد ابراهیم یونسی درگذشت. یادش گرامی.

/ 9 نظر / 25 بازدید
مجيد

به نظرم رمان ديگر اين نويسنده را هم بخوانيد بد نيست. مارمولكي كه ماه را بلعيد.

آناهیتا

سلام اولدوز عزیزم خوبی؟ چه خبرا؟ این کتابی رو که معرفی کردی، پست مدرنه؟ راستش از این نوع کتابا خیلی دوس دارم بخونم. معلومات آدمی رو بالا می بره. راستی خبر درگذشت استاد رو خوندم. حیف که این سرمایه ها رو از دست می دیم. یادش گرامی.

درخت ابدی

هوووم. با این معرفی لااقل فضای داستان دستم اومد.

محمد رضا ابراهیمی

سلام تبریک ویژه به خاطر وبلاگ جدیدتون مارو لینک کنید اونجا هم سری بزنیم خونه ییلاقی شما

مرد یخی

سلام جالبه واسه م ای داستان. هرچند من رئال رو ترجیح میدم. خیلی خوشحالم که وبلاگی در رابطه با سینما خواهی داشت. امیدوارم مطالبت تازه و بکر و دلنشین باشه.

مرد یخی

سلام جالبه واسه م ای داستان. هرچند من رئال رو ترجیح میدم. خیلی خوشحالم که وبلاگی در رابطه با سینما خواهی داشت. امیدوارم مطالبت تازه و بکر و دلنشین باشه.

ن.د.ا

من در همین چند خطی که نوشتی تاثیر شدید روانی اش را حس کردم[نگران] روحش شاد. یادش گرامی

سفینه ی غزل

سلام... به به ... وبلاگ سینمایی . چه عالی. منتظریم به شدت. ضمنا" منتظر رمان جدیدت هم هستیم. خوش حالم که به زودی نتیجه ی زحماتت رو می بینی.[گل]

منیره

هی رمان بخونید هی دل ما رو بسوزونید . هی بگیم مرسی از معرفی [گل] الدوز جان برو تو تنظیمات وبلاگ ما رو از شر این کد امنیتی خلاص کن . خیر ببینی خواهر