معرفی مجموعه داستان " پونز روی دم گربه" نوشته‌ی آیدا مرادی آهنی

 نویسنده به روایت خودش:

متولد مهر 1362. فارغ‌التحصیل کارشناسی برق ـ الکترونیک. حدود دو سال مشق ویولن کرد. مدتی هم به تمرین اُپرا پرداخت. به شعر نیز روی آورد و بالاخره چند سالی‌ است که تخته سنگ د‌استان را برگزیده برای تراشیدن پیکری از زندگی. نقد، ریویو و سایر مطالبش را می‌توانید در وب سایت "یادداشت‌های آیدا مرادی آهنی" بخوانید.

و اما:

این مجموعه از نُه داستان تشکیل شده و اثری جدید با قلمی متفاوت است. نویسنده باب مبهم نویسی را تجربه کرده که این امر در دو داستان انتهای کتاب " حق السکوت" و " گنج دیوار بست" کاملا مشهود است. او در داستان‌هایش از توضیحات اضافی و دیالوگ‌های کلیشه‌ای و تکراری اجتناب کرده و به آنها نپرداخته و خواننده‌ی داستا‌هایش را جداً و جداً باهوش تصور کرده و با فرض بر این نکته، داستان‌هایش را با کلمات مبهم در آمیخته و به موضوع و تم داستان آنگونه که خود می‌خواسته پرداخته است. در داستان‌های مرادی آهنی پایان، مشخص نیست و نامعلوم است و نویسنده این وظیفه‌ی خطیر  را به خواننده ی خویش محول کرده که این پایان‌بندی می‌تواند خوش‌بینانه باشد و یا بدبینانه و بنابراین با توجه دید هرکس، پایان داستان می‌تواند متفاوت باشد. اما اولین وجه مشترک تمامی داستان‌ها  بجز دو داستان آخر خاطرات کودکی‌ کسانی‌است که در کودکی از حمایت‌های پدر خوب و مسئولی برخوردار نبوده‌اند و یا خودشان یا مادرانشان مورد آزار و اذیت پدر قرار گرفته‌اند. وجه مشترک دیگری که در اکثر داستان‌های مرادی آهنی بوضوح لمس می‌شود، تنش روانی و مشکلات روانپریشی و افکارات و توهمات ناشی از همان خاطرات بدفرجام کودکی است که در داستان‌های این طوری برمی گردد، داغ انار، زیر آب روی لجن ها، و رقابت به آن پرداخته شده....

پسافرواک نوشت:

1. خواندن این مجموعه داستان را به دوستان توصیه می‌کنم و احتمال می‌دهم که این کتاب جزو چند منتخب جوایز داستان‌نویسی شود.

2. مجموعه داستان‌های باید تو را پیدا کنم نوشته‌ی عباس عبدی و رویاهای بیداری نوشته‌ی محمد رضا گودرزی جزو تازه‌های نشر چشمه هستند که در پست‌های آینده معرفی‌شان خواهم کرد.

3. در ادامه‌ی سفر ناگهانی‌هفته‌ی پیشم دوباره سفری چند روزه خواهم داشت.

4. پونز روی دم گربه، آیدا مرادی آهنی، چشمه، چاپ اول، 1390،  108 صفحه، 2700 تومان. 

/ 12 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنا

1. نخوندمش اصلن اسم نویسنده اش رو از تو شنیدم 2. منتظر نقدت رو کار عباس عبدی می مونم 3. بابا بانوی در سفر و از خامی در آمده [ماچ]

نیکادل

مرسی که خوانده هایت را با ما قسمت کردی فرواک جان . دلم برای نشر چشمه لک زده شاید فردا رفتم .

ققنوس خیس

خوش سفر باشی ای نسیم شمال [گل]

میله بدون پرچم

سلام يعني الان به خاطر اون مخاطب جداً جداً باهوش بايد بريم بخريمش؟ امضا يك نارسيسيست بي پرچم [نیشخند]

NiiiiiZ

خوبی اولدوز جونم؟ وبلاگت همیشه مستدام! واقعن شاد می شم که گاهی نویسنده ها خواننده رو قدری باهوش فرض کنن جدن جدن که جای خود داره :*

نادی

داستانها به نظرم جالب باشند .

منیره

سلام ستاره ی مسافر ! سفرت پر ثمر [گل]

كيميا

سلام مانند هميشه، انتخابها و معرفي هايي ناب... راستي سفر خوش گذشت؟