دو ترانه ی بامزه از مصطفی رحماندوست

خواب که بودم یه هاپو

هاپ و هاپ و هاپ اومد تو

دوید و اومد کنارم

فوری پرید تو خوابم

رفت و رسید به پیشی

گفت زن من نمی شی؟

پیشی ولی فرار کرد

خوابمو خنده دار کرد

.........

پیشی پیشی پیش پیش

یالا برو کیش

نخودچی کیشمیش

بابا چی داره؟ ریش

ریششو تراشید

پیش پیشی خندید

پسافرواک نوشت:

1. باید یه مجموعه داستان بنویسم و اسمشو بذارم "قصه های من و آیلی". اگه بدونید هر روز یه قصه ای هست که با آیلین داشته باشم و اینبار قصه ها, قصه های مدرسه ست.نیشخند

2. من و آیلی ردیفِ دومِ ترانه ی دوم رو این طوری می خونیم " یالا برو جیش"...شیطان

/ 17 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سفینه ی غزل

اولی غوغا بود./ اینم یه شعر از شکوه قاسم نیا که وقتی به این بندش می رسم پسرا ریسه میرن.[لبخند] بابام رسید و جمع کرد / اسباب ِ بازیام رو / خوبه منم جمع کنم / اسبابای بابام رو؟...[نیشخند] قصه های اولدوز و آیلی خیلی باید خوندنی بشه.

سفینه ی غزل

راستی از همین تریبون به مامانا واحیانا" باباهای عزیز بگم " سبزه ی ریزه میزه " با صدای " حمید جبلی " رو برای بچه ها بگیرید گوش کنن. حالا تو خونه یا ماشین.. خیــــــــلی خوب و دلنشینه.[گل]

محمد رضا ابراهیمی

سلام تو شعری که گذاشته بودی و شعرهای دیگه ای که برای بقیه دوستان نوشته بودی حس مادرانه جالبی نهفته بود. عشق صمیمی یک مادر به فرزندش انگار زنها ذاتا عاشق پیشه اند.

لیلی

من برای سروش اینو می خونم: پیشی پیشی مامانی / پهلوی من میایی؟/ بیا بیا نازنازی/ که وقت بازی بازی/ او رفته پشته مشته/ ماماش گرفته کشته/ ببین چه مومو می کنه / چشماشو دو دو می کنه/ من گربه رو ندیدم / تعریفشو شنیدم.// تپلویم تپلو/ صورتم مثل هلو/ قد و بالام کوتاهه/ چش و ابروم سیاهه/ مامان خوبی دارم/ میشینه توی خونه/ میدوزه دونه دونه/ می پوشم خوشگل میشم مثل دسته گل میشم/ هورااااااااااا

میله بدون پرچم

سلام [لبخند] من معمولن همينجوري از خودم يه چيزايي مي خوندم براشون! هم اونا حال مي كردن هم خودم... [لبخند] دوست خردسال رو مشتركم ...اونجا هم رحماندوست از اين تيپ شعرها داره... دوست دارم! خودم حتماً يه دور از اول تا آخر مجله رو مي خونم! مخصوصاً جيقيل رو [خجالت]

حسین(گیلانی)

سلام.سلام. سلام. خسته نباشید. با درخت موافقم. اولی خوب بود. شما که تواناییش رو دارید . خب شروع کنید به نوشتن. خوندنی میشه واقعا. [گل]

منیره

سلام ... مرسی فراوک جان . راست میگی با بچه ها میشه کتبهای خوبی نوشت وقتی مادر دست به قلم باشه . دستت طلا شروع کن مادر ! جیقیل رو خیلی دوست داشتم چون نازنین دوسش داشت . یکی از یادگارهای جامونده ام فرهنگ لغت بچه هامه . از وقتی که به نوشابه میگفته شوبا ( نازنین ) شابه ( محمد رضا ) خودشون بیشتر از هر کس دیگه ای باهاش حال میکنن . دلشون میخواست کلمات اشتباه بیشتری داشتن و دفترشون کاملتر بود . فک کن یه بچه تازه زبون باز کنه به استامینوفن بگه الستلوفن ... اخه بگو پسر تو مجبوری همه ی کلمه ها رو تکرار کنی حالا برو یاد بگیر به کلسکه نگی کالاسکاله [خنده]

نادی

قبلا قشنگ تر شعر می گفت[زبان] یعنی همه چیز را چسبونده کنار هم که بشه شعر. و بچه های ما از بچگی ندونن که گربه نمی تونه با سگ ازدواج کنه[خنده]

مرتضی عابدپور لنگرودی

سلام. .ـ .ـــ .ــــــ قاضي کن ای مومن کلاه داوری را بس کن نمایش های این بازیگری را سی سال و اندی میشود ـ بازی گرفتیم ممنون میشم نظرتون رو بدونم. موفق باشید.