آرامشِ خیالِ سلطان

من بر این باورم که کارهای بیهوده و بی فایده به این خاطر ادامه دارند که از عصیان مردم می ترسند. عقیده ای که رواج دارد چنین است که انبوه مردم حیوان های حقیری هستند که اگر بیکار بمانند خطر خواهند داشت و بنابراین باید آن ها را چنان مشغول کرد که فرصتی برای اندیشیدن نداشته باشند. اگر از آدمی ثروتمند که وجدانی روشنفکرانه دارد درباره بهبود وضعیت  طبقه مردم بپرسید، به طور معمول چنین به شما پاسخ خواهد داد: "خود ما هم متوجه فقر و  اسباب بدبختی هستیم و با آن که آن را خودمان تجربه نمی کنیم؛ اما تصورش از درون ما را ناراحت و احساسات ما را جریحه دار می کند؛ اما نباید از ما انتظار داشته باشید که برای از بین بردن فقر کار موثری انجام دهیم. ما بر ضد خوب شدن آنها مبارزه می کنیم. ما اعتقاد داریم که وضعیت شما باعث احساس امنیت و آرامش خیال ما می شود و ما هیچ گاه اجازه نمی دهیم که شما در روز حتی یک ساعت را آزاد و راحت باشید"...

پسافرواک نوشت:

1. از آس و پاس های پاریس و لندن، جورج اورول، ترجمه ی زهره روشنفکر، انتشارات مجید.

2. برداشت از وبلاگ امروز لی لی چی می خونه؟ اصل مطلب اینجا

/ 5 نظر / 18 بازدید
محمدی

ز جورج اورول فقط قلعه حیوانات و 1984 را خوانده ام . به نظرم ایشان متخصص جوامع توتالیتر و نظامهای سیاسی تمامیت خواه است . ظاهرا این کتاب هم در راستای همان کتاب هاست و قطعا ارزش خواندن دارد

زنبور

حقیقتا که اینطور هست. اما باید خیلی مواظب بود و به رفتارهای خودمون و کارهامون با وسواس نگاه کنیم تا توی دام حضرات نیفتیم

پارادیزوی کوچک

به نظر من که به جز همون دو کتاب معروف اورول بقیه ی کتاباش خیلی ارزش خوندن نداره...

ققنوس

مخلصیم من به جز اون دو تا کتاب، هوای تازه، دختر کشیش و زنده باد کاتالونیای اورول رو خوندم... و در کل به این نتیجه رسیدم که نویسنده ها با شاهکاراشون مطرح می شن، نه با همه ی کتاباشون!