کمی جسارت

فضای مجازی و خصوصا اینستاگرام این روزها پر شده از تعریف و ستایش فیلم «جهان با من برقص»، همین ها ترغیبم کردند تا ببینمش. جمعه روزی عصر هنگام با اهل خانه نشستیم به دیدن و تعریف و تمجید من قبل شروع برای نشاندن پای تلویزیون مثل بازاریاب ها ادامه داشت که می گویند قشنگ است و عالی است و این حرف ها. القصه تمام زمان روایت داستان فیلم اصغر فرهادی یعنی همان «درباره ی الی» اش جلو چشمم آمد و ورق خورد. تمام لوکیشن ها، تمامی صحنه ها و برخورد شخصیت ها با هم کپی همان است، جز التقاط موسیقی خاص سریال های خود صحت و برای جذب مخاطب چه خاص تر، اگر دوباره همان حس خوب و یگانه ای ای که توی ذهن هامان داشتیم در مورد لوکیشن های کنار دریا و قاتی هم بودن های کارکترها تکرار شود اما برای من درست برعکس بود. دوست داشتم فیلم الی یگانه در ذهنم بماند. دوست نداشتم آن را با هیچ فیلم دیگری شریک شود و خب این حس جورهایی کپی برداری را بهم القا می کرد. نمی دانم چرا. سروش صحت نویسنده ی خوبی است و کارگردان هم، نمی دانم این بی اعتماد به نفسی از کجا نشئت گرفته، این که نشود امضای خاص خود فرد پای اثرش باشد، این که نشود از کسی وام گرفت و البته که نمی دانم این هارت و پورت ها برای فیلم توی مجازآباد برای چیست؟ راستی اگر رمانی این طور وصف می شد اهالی ادبیات و سینما و فلان و بیسار خشتک رمان نویس بخت برگشته را به سر میله ای فرو نمی کردند که کپی برداری کرده؟ آیا این روزها دهان هر رمان وطن نخوانی پر نیست از این حرف ها که رمان های امروز وطن کپی همند، از روی هم نوشته شده اند یا حرفی برای گفتن ندارند؟ نکند این علم یزید فقط برای دیوار کوتاه های نویسنده ی داستان و رمان است و فیلم نامه نویس ها و سازنده ی فیلم ها و البته اهالی سینما از آن مبرا هستند؟

/ 0 نظر / 2180 بازدید