تابستان کودکانه (2)

صبح چهارشنبه 3 خرداد:

دست تو دست هم سمت کانون پرورشی شهرم می رویم. نزدیک خانه ی پدری ست. پیاده دو دقیقه. همان جا که اولین عضوش من بودم؛ سال 65 تا پایان دبیرستان. حس نوستالژیکی خِرم را چسبیده و ول کن نیست. نرمه ی انگشت هام را روی آجرهای سه سانتی ش می کشم و آرام پله ها را بالا می رویم. هر دومان ذوق زده ایم. بویی آشنا، فضایی آشنا، همان صندلی های چوبی کوچک، و همان قفسه ی کتاب ها. تمامشان را خوانده ام؛ یادم هست. عضوش می کنم. کنار مدیر می نشینم به صحبت و او ساعت ها آنجا سرگرم می شود. هیچ چیز عوض نشده.

/ 18 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اندراحوالات من و اینجانب

من هروقت میرم کانون خیابون حجاب یاد بچگیهامون می افتم . یا برنامه کاغذ و تا که خانم الهه رضایی توی برنامه کودک اجرا میکرد و اوریگامی های ساده رو یاد بچه ها میداد و من مامانو وادار میکردم که بریم کانون و کاغذهای رنگی مربعی بخریم که برای برنامه بعدی با خانم رضایی همزمان انجامشون بدم . چقدر بچگیهامون ساده و قشنگ و رنگی رنگی بود ، بدون این صفر ویک های لعنتی .

مهرگان

پس با این حساب آیلین می رود که اولدوز دیگری شود در نوع خود[چشمک] و چقدر خوب که هیچ چیز نوستالژی ات دست نخورده مانده است[لبخند]

آناهیتا

سلام بر اولدوز کوچک دیروز با آیلین داری همه ی گذشته ت رو باز از نو شروع می کنی. چه زیبا. اولدوز و آیلین[گل]

لیلی

بعد 8 شال من هم هفته پیش رفتم ولایتت همه چی تعییر رکده بود. هنوز وقت نکردم چیزی راجع بهش بنویسم ولی همه چی عوض شده بود... همه ی صمیمیت ها و کودک ها و نوجوونیمون رنگ باخته بود. دوستش نداشتم. انگار رفتم یه سیاره دیگه برگشتم تهران

اندراحوالات من و اینجانب

چوبها رو یادم نمیاد ولی اولدوز یادمه که یه سری لگو ( لگوی اصل مال مارک لگو ) مامانم برام خریده بود که زمین داشت و خونه هاش شیروونی داشتند و پنجره های کوچولوش باز و بسته میشد و توی زمینش میتونستی درختای پلاستیکی بکاری و یه سری کامل حیوانات اهلی هم داشتم که با مزرعه شون و پرچین دورش بود . اونا روهم از یه مغازه ای توی همون کانون خریده بودیم . الان نمیدونم اون لگو ها چی شدن ، فکر کنم دادمش به کسی ولی اگه بود همین الانم ازش لذت میبردم .

مهرگان

نه عزیزم چه افراطی؟ من فکر میکنم کارت درسته[لبخند] یه ذره به بچه خط بدی بد نیست . من تجربه ای ندارم متاسفانه ،([ناراحت])اما فک میکنم بعدا خودش خود به خود راهش رو پیدا میکنه . اما این یه ذره خط دادنه خیلی موثره[مغرور] راستی هنو برنگشتین شما از ولایت؟!

محب ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم[گل] اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[قلب] سلام علیکم[لبخند] امام حسن عسكری علیه السلام فرمودند: ما حجت خدا (بر عالمیان) و حضرت فاطمه سلام الله علیها حجت (خدا بر) ما می باشد.[گل]

رها از چارچوب ها

نوستال های کودکی پاک و دلچسب و بی پیرایه... روزگار کودکی یادش به خیر