لذت کودکی درون

کوفته‌ها را کی خورده؟

مامانِ گردالی شش تا کوفته درست کرد و توی قابلمه گذاشت تا کم‌کم بپزند. بعد رفت تا به کارهای دیگرش برسد. وقتی برگشت فقط سه تا کوفته توی قابلمه بود. مامانِ گردالی تعجب کرد. کوفته‌ها را شمرد: یک، دو، سه...

مامانِ گردالی فکر کرد سه تا کوفته درست کرده بود، یا شش تا؟ اگر شش تا درست کرده بود پس سه تای دیگرش کجا رفته بودند؟

مامانِ گردالی مطمئن بود که شش تا کوفته درست کرده است تا دوتایش را خودش بخورد، دوتایش را شوهرش و دو تایش را هم پسر کوچولویش.

خانم خانه فکر کرد شاید موقع درست کردن کوفته‌ها حواسش پرت شده و فقط سه تا کوفته درست کرده است. این بود که دوباره شروع کرد به درست کردن کوفته.

 موقعی که مامانِ گردالی سرگرم ِ کارش بود، قابلمه دور دهانش را لیسید و گفت:«آخی چقدر خوشمزه بود! فقط مامان گردالی که زحمت نکشیده. من هم زحمت کشیدم و گرمای شعله را تحمل کردم تا کوفته‌ها پخته شد! وای چه کوفته‌های خوشمزه‌ای!»

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
nafas

من وپسرم با هم لذت بردیم.ولی همش میپرسه دود قطار چی میشه؟[گل][سوال]

شیوا

بازم سلام امشب این دو تا داستان رو قبل از خواب برای دخترام خوندم. مرسی که می نویسی.